تبليغاتX
The only rael thing is the fact


The only rael thing is the fact

When did things get so serious??

الان.... تو بیمارستان...


یکی از پیشمون رفت....

یکی به کمکمون احتیاج داره....

التماس دعا....

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 8:53 PM توسط A . KIlLer|

اینجا خیلی بهم ریختس...

آدمی به شلختگی خودم نمی بینم....

گوش هام جیغ بنفشی میکشن , عجب نفسی دارن!!

حوصله ندارم جوابشونو بدم.... زحمت تکون دادن فکمو به خودم نمیدم....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:32 PM توسط A . KIlLer| |

هوای روشن و آفتابی.... هوای آفتابی رو دوست ندارم , نه اینکه از گرما بدم بیاد , چشمام به نور و روشنایی مجازی عادت نداره , من اهل تنوع نیستم... دوست دارم همه چی مثل خودم باشه !
سرفه میکنم....
دستم خیسه....
حوصله ی کنار زدن پرده اتاق رو ندارم...
میرم سراغ تقویمم...  میخوام این روزای مجازی رو علامت بزنم تا برن به درک .
تقویمم خوب روحیه خشنمو درک میکنه... نمیدونه من از قایم موشک بازی خوشم نمیاد .
آهای کجایی پس نکبت؟؟ چرا این جوری میکنی؟؟
نکنه تو هم از تغییر میترسی؟؟
من خسته شدم..
نکنه تو هم از تنوع خوشت نمیاد؟؟
تف میکنم رو زمین..چه عجیبه این رنگ... چقدر زندس این رنگ... میبینی؟؟ هیچ کی حاضر نیست شروع کنه و تنوع رو تو خونش راه بده...

اما نمیشه که ! بالاخره یکی باید قدم اولو برداره!!

تو یا من؟؟ یا خون من؟؟

سرنوشت کدوممونو انتخاب میکنه؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:9 PM توسط A . KIlLer| |

دوست ندارم پستمو با سلام شروع کنم........


باید کارهای زیادی انجام بدم . باید یاد بگیرم که زندگی رویا نیست . باید به خودم بقبولونم که ایرادای زیادی دارم . باید اعتراف کنم که در نهایت خیلی ضعیفم , بدست آوردن و قدرت داشتن تو خیال و رویا کار راحتیه... من همیشه دنبال کارای راحتم....

زیادی تو جاده تند روندم . اولش اهمیتی ندادم و همین طوری ادامه دادم . دقیقا میدونستم داره چه اتفاقی میفته ولی به رو خودم نمیارم.... همه بهم میگن و مستقیم و غیر مستقیم سرکوفت میزنن ولی اهمیتی نمی دم . داشتم تصادف میکردم , مجبور شدم از جاده منحرف شم......... دوباره تو جاده رفتن کار سختیه , باید مدام عنوان وبلاگمو به خودم یادآوری کنم که بازم منحرف نشم : the only real thing is the fact!!! خودم یه جمله بهش اضافه میکنم : not your fulish dreams you ful!!! این مدل جملات مخصوص منه.....

از خیلی چیزا میترسم . میگن تو زندگیت یه حقی بر گردن دیگران داری که باید عطا کنی وگرنه تو زندگی چیزی جز زجر بدست نمیاری..... یعنی من عطا کردم حق رو؟؟؟ یا گذاشتم گذاشتم دقیقه 90 پرتش کردم اون ور؟؟؟ من مقصرم؟؟؟ من بی گناهم؟؟؟

از خیلی چیزا میترسیدم...

از آهنگ های perienc2 گرفته تا fetalaty های مورتال کمبت......

از اینکه بقیه دوستم نداشته باشن...

از اینکه فکر کنن بی ادبم......

از اینکه جوش های صورتم هرگز از بین نرن...

از اینکه همیشه کم حرف باشم و هیچ وقت نتونم حقمو بگیرم....

از اینکه هی بهم بگن مظلوم... چقدر از این کلمه بدم میاد!!


ولی الان فقط از یه چی میترسم : از نفرین شدن!!! یعنی من مستحق نفرین هستم؟؟؟ لیاقت خوشبخت شدن رو ندارم؟؟؟


دیگه منم کم کم باید برم... کنکوری بودن و n ها تا دردسر !!! نمی دونم کی به کی میام و اصلا میتونم آپ کنم یا نه.... اما مطمئنم اگه خدا بخواد و اگه نفرینی در کار نباشه بر می گردم , قوی تر از همیشه و این دفعه با واقعیت... نه با رویا!!

اما واقعا سعی میکنم که سر بزنم و نظر واقعیمو در مورد مطالبتون بگم .

اینا حرفایی بود که تو دلم مونده بود.... خیلی مهم نیستن و تضمین نمی کنم که بدون اغراقن... اما خب , گاهی آدم جوگیر میشه دوست داره یه چیزایی رو بگه.....



پیام اخلاقی ها :


1) هرگز همدیگه رو مسخره نکنید...

2) هرگز دیگران رو دست کم نگیرید که قدم اول سقوط ابدیتونه....

3) هرگز نگید که من مقصر نبودم... تو هر دعوایی امکان نداره که یکی کاملا مقصر و اون یکی بی تقصیر خالص باشه...

4) هرگز دروغ نگید.... هرگز وقتی حس میکنید کاری اشتباه انجام ندیدش... خواهش میکنم ازتون

5) هرگز قضاوت الکی در مورد مردم نکنید .

6) هرگز همدیگه رو نپیچونید .

7) و در آخر جنبتونو ببرین بالا... با هم کاملا رک و روراست باشید..... حرف زدن با سیاست رو بزارید کنار!!


حتی یکی مثل منم میفهمه که این "هرگز ها" همیشه عملی نیستن.... ولی اینجا یه معادل براش میارم : از ته دل سعی کنید که این جوری باشید .


ok ننه خیلی حرف زدم... اینجا رو هم یادتون نره !! اگه بتونم گاهی میام و شاید آپ کردم... قولی در کار نیست . ولی سر میزنم بهتون (حتی اگه شده تو مدرسه آنلاین شم:دی)


فعلا... دوستان خوب مجازی من!!

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 3:56 PM توسط A . KIlLer| |

به قول یک نفر نمی خوام یک فرشته باشم....

حرکاتم خیلی بهم ربطی ندارن , منم خیلی گیر نمیدم....

اوضاع به طرز حال به هم زنی روبه راهه.....

من دنبال مکمل خودم میگردم نه مشبه خودم!


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:17 PM توسط A . KIlLer| |


Design By : Night Skin

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes